| کد: 310256 | تاریخ: 1391/02/02 - 23:10 | منبع: کیهان فرهنگی | print |
ـ شنيدهايم كه شما پيگير طرحي با عنوان «نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلامي - ايراني»هستيد. در اين زمينه توضيحاتي بفرماييد.
ــ بسم الله الرحمن الرحیم. براي تبيين ويژگي هاي نقشه راه پيشنهادي- توليد الگوي پيشرفت اسلامي- يك مقدمه را بيان مي كنم: انقلاب اسلامي براي دستيابي به مهمترين مسئله خود-كه تئوريزه كردن تفصيلي اداره جامعه بر مبناي دين است - با موانعي روبروست. محور موانع انقلاب در اين موضوع، يكسان انگاري پيشرفت اسلامي و توسعه غربي توسط نخبگان است. به عبارت ديگر اگر بخواهيم یک فعالیت پژوهشی ملي را در راستای دستیابی به الگوي پیشرفت اسلامی دنبال کنیم به دليل نو بودنِ نظامسازي اسلامي -كه نتيجه اش توليد الگوي پيشرفت اسلامي است- نتيجه كار ممكن است به سمت توسعه انحراف پيدا كند.
اگر بخواهم سادهتر بحث را مطرح کنم باید بگویم که الان جامعه علمی ما فکر میکند پیشرفت اسلامی همان توسعه است؛ البته با تغييراتي!! اين در حالي است كه ماهیت الگوی پیشرفت اسلامی به کلی با توسعه غربی(Development) متفاوت است. اگر در اين شرايط كه جامعه علمي، توسعه و پيشرفت اسلامي را یکسان میپندارد طرحي را برای تولیدا لگوی پیشرفت اسلامی دنبال كنيد. چه خطری پیش میآید؟ خطري كه خیلی ظریف است؛ ممکن است به اسم الگوی پیشرفت اسلامی توسعه را رنگ کنند و به ما بدهند، يعني یک نوع توسعه را بگذارند جلوی ما و بگویند این هماني است که انقلاب به دنبالش بود.
در نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلامي ما روی اين موضوع متمرکز شده ایم؛ به عبارت ديگر از یک طرف تولید الگوی پیشرفت اسلامی کار یک نفر نیست و باید همه بضاعت علمی کشور در حوزه و دانشگاه و همه نهادها به کار گرفته بشود، تا انشاءالله در یک آینده میان مدت، یا بلند مدت الگوی پیشرفت اسلامی بهتدریج تولید و عملیاتی بشود، اما از طرف ديگر وقتی میخواهید همه را به کار بگيريد توسعه را پيشرفت اسلامي انگاشتن خطر اصلي پيش روي ماست.
اگر اسناد بینالمللی را در زمینه توسعه مطالعه بفرمایید متوجه اين سخن ميشويد. من به یکی از آنها اشاره کنم:
يكي از اين اسناد، گزارشهایی است که سالانه بانک جهانی تحت عنوان WDI (شاخص های جهانی توسعه) منتشر میکند. این مرکز بین المللی شاخصهای جهانی توسعه را در شش بخشِ جهاننما، جمعيت، محيطزيست، اقتصاد، ملّتها و بازارها طبقه بندی میکند. در این شش بخش در مجموع 800 شاخص را معرفی ميكنند.(1) به عنوان مثال در اين گزارش میزان زایمان زیر نظر پزشک، ابتلای به ایدز، استفاده از تلفن همراه و استفاده کاربران خانگی از اینترنت جزو شاخص های توسعه معرفي شده است. شاخص هاي توسعه در اين گزارش به صورت تفصيلي تبيين شده است. دانشمندان ما با اين درك از توسعه آشنايند، حال اگر از اين دانشمندان تقاضا کنید که در تولید الگوی پیشرفت اسلامی مشاركت كنند. چه اتفاقی میافتد؟ جوابش روشن است؛ ممکن است ايده اجمالي جمهوري اسلاميـ الگوي پيشرفت اسلاميـ در درك تفصيلي توسعه منحل بشود و به نام پیشرفت اسلامی ما به سمت توسعه یافتگی برويم.
پس خطری که مجموعه فعالیتهای کشور در دستیابی به الگوی پیشرفت اسلامی را تهدید مي کند خطر انحلال مفهوم پیشرفت اسلامی در توسعه غربی است. با توفيق خدای متعال با بهكارگيري جدول شماره يك گفتمان عدالت و پيشرفت جلوی این انحراف تا حدود زيادي گرفته مي شود، این مبنای طرح ماست. پس یکسان انگاری توسعه و پیشرفت اسلامی خطر است و جدول شماره يك گفتمان عدالت و پيشرفت راه جلوگیری از این خطر. ان شاءالله
ـ جرقه این دید اجمالی كجا زده شده و شکل گرفته است؟
در طول سالهای طلبگی موضوع و توجه اصلی براي دوستان ما مسئله انقلاب بود؛ البته اين حساسیت ایدئولوژیک و اعتقادی همیشه در طلبه ها و در حوزههاي علمیه وجود دارد که به نام اسلام مسائل التقاطی ارائه نشود. ما هم مثل بقیه طلبه ها همیشه حساس بودهایم که اگر الگويي قرار است مطرح شود استنادش به اسلام و وحی تمام باشد.
بنا بر اين است كه استناد برنامهها و طرحهاي پيشنهادي در كشور به اسلام باشد؛ منظور ما از پرسش اين است كه جرقه «نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلاميـ ايراني» كجا و توسط چه كساني زده شده است؟
در ادامه میخواستم همین را عرض کنم. فارغ از حساسیتهاي روانشناسانه که همیشه در همه طلاب وجود دارد یک مجموعه شرایط اجتماعی در پرورش نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلامي و مجموعه حرکتهای انقلاب نيز در تدوين اين جدول موثر بوده است.
البته اگر بخواهید ریشه هر تحولی را در جامعه اسلامی ایران پیگیری کنید یکی از متغیرهای اصلیاش انقلاب و ادبیات انقلاب است. مسئله ما در اين نقشه راه هم، از ناحيه ادبيات انقلاب مطرح شده است، يعني ما آفات اداره كشور با Development و ساير الگوها را خيلي خوب میفهمیم. یک وقت سر کلاس،دانشجویی دورانی را میگذراند و کتاب هایی را میخواند بعد به صورت نظری مسلط میشود و میگوید توسعه براي ارزشهای اسلامی مضر است. ولی غیر از آن مباحث نظری که باید بحث شود 30 سال تجربه عملی انقلاب پيش رويمان است. بازخواني اين تجربهها پايه اين نقشه راه است.
ـ تجربههايي كه الان بر روي كاغذ آمده چيست؟
بعد از اين كه جنگ تمام شد و امام عظيمالشأن به رحمت خدا رفتند ما براي اداره كشور تجربه دوران سازندگي را داريم كه امروز پيش روي ماست و البته با اجازه شما ميخواهم سؤال را به سمت مباحث نظري نبرم. چرا؟ چون اگر از ما بخواهيد كه استدلالهاي نظرمان در مخالفت با توسعه را مطرح بكنيم اين مسأله يك ترم دانشگاهي وقت ميخواهد و در يك مصاحبه نميگنجد. ولي اگر شما تجربه دوران سازندگي را ببينيد و اين كه يكي از شاخصهاي اسلامي مساله عدالت و مستضعفين است ميتوانيم فعاليتهايي كه در دوران سازندگي ذيل شعار سازندگي انجام شد، را بر اساس شاخص عدالت ارزيابي كنيم. اين شعار، شعار درستي بود ولي آيا نحوه برنامهريزي- كه به سمت توسعه غربي رفت- به نفع مستضعفين و تحقق شعار عدالت بود، يا برعكس ؟ عدالت يكي از شعارهاي اصلي انقلاب است، ما در دوران سازندگي به سمت تشديد فاصله طبقاتي و تضعيف بيشتر مستضعفين رفتيم. اصطلاحي از دوران سازندگي باب شد تحت عنوان «اقشار آسيبپذير». يعني نه تنها نخواستند به سمت عدالت بروندـ كه بر اساس الگوي غربي به سمت عدالت نميتوان رفتـ بلكه عدم تحقق شاخصهاي انقلاب تئوريزه شد!
لذا يكي از عواملي كه باعث شد انقلاب و نيروهاي انقلاب به اين نتيجه برسند كه ما نياز به الگوي پيشرفت اسلامي داريم تجربه دوران سازندگي است. تجربه دوران اصلاحات را هم ميتوانيد اضافه كنيد تا بحث دقيقتر شود. در دوران اصلاحات تلاش شد تا از الگوهای غربی برای اداره کشور در بخش سیاسی هم استفاده شود. شعار توسعه سیاسی و تلاش برای دموکراتیزه کردن ساختار جمهوری اسلامیـ که رسماً توسط نظريه پردازان آن دوران (بعضی از شخصیتهایشان) مطرح شدـ در جامعه مبناي فعاليت اصلاح طلبان قرار گرفت. آنها میگفتند که ما مثل دوران سازندگی فقط بخش اقتصاد را بر مبنای الگوی سرمایهداری اداره نميکنیم؛ بلكه حرفهای سیاسی غرب را هم حرفهای نو و بهروزی ميدانيم. آنها این طور میگفتند؛ اين مباحث را آوردند و تجربهای براي نظام بر اين اساس شکل گرفت. ما بازخواني اين تجربهها را در فهم مسئله الگوی پیشرفت اسلامی مؤثر ميدانيم.
ـ با استناد به گفته شما مبني بر اين كه بحث در اين زمينه نيازمند زماني طولاني است، مايليم مصاديقي از آن چه شما در الگوي توسعه اسلاميـ ايراني پيگيرش هستيد، بدانيم.
جدول مباحث ما -كه نامش «جدول شماره 1 گفتمان عدالت و پيشرفت» يا «جدول موضوعات انتقال نظام»است- نقشه راهي است كه بخشهاي مختلف جامعه بر اساس آن مي توانند نقشي را در توليد الگوي پيشرفت اسلامي ايفا كنند؛ بنابراين آن چه الان پيشنهاد ماست نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلامي است، آن هم نقشه راه مرحله پيدايش آن؛ نه نقشه راه تكامل يافتهاش. بايد از مرحله پيدايش كار را شروع كرد.
ـ آيا اين نقشه راه مرحله پيدايش دارد الان پيگيري ميشود؟
پیشنویس سیزدهم «نقشه راه تولید الگوی پیشرفت اسلامی» تولید شده است و ما در مرحله معرفی این نقشه به نخبگان، مسئولان و مردم هستیم. داریم این نقشه را معرفی میکنیم. براي تبيين موضوع، فضای جنگ نرم را به فضای جنگ نظامی تشبيه ميكنم، در اين جدول یک مجموعه عملیات پيشنهاد شده است، ما حوزه را واحد اطلاعات و عملیات جنگ نرم مي دانيم. بر اساس اين نگاه نقشهای را آماده و پیشنهاد نموده ايم. طبیعي است كه انتظار داريم ستاد هاي عمليات نظام روی اين نقشه بحث کنند. ممكن است از حيث هاي مختلف بر اين نقشه خدشه وارد شود ولي تقاضاي ما این است که نیروهای انقلاب و نهاد هایی که گرفتار مسئله جنگ نرم هستند و میخواهند برای تولید الگوی پیشرفت اسلامی تلاش كنند، به این نقشه توجه نمايند. روح محوري و نقشه ما همانطور که عرض کردم این است که اگر بر اساسش عملیات بشود نخبگان ، مسئولان و مردم درکشان از تفاوت توسعه و پیشرفت اسلامی يك مرحله ارتقا پیدا میکند؛ اين اثر اول نقشه راه توليد الگوي پيشرفت اسلامي است. وقتي كه این درک ایجاد شد شما میتوانید در مراحل تکاملیتر برنامه ریزی کنید و حرکت در تولید نهایی الگو منطقيتر ميشود. ما عرضمان این است که سخن گفتن از تولید الگوی پیشرفته اسلامی با توجه به اینکه یک حرکت فراگیر است بدون ایجاد درک فراگیر نسبت به مسئله الگوی پیشرفت اسلامی یک حرکت خیالی است و تا این درک ایجاد نشود هیچ طرح و نقشهای در کشور به سرانجام نمیرسد. ما اینجا را آسیب اصلی مي دانيم؛ لذا ایستادهایم تا ابتدا اين مسئله حل شود.
ـ پس این یکی از موانعی است که شما سعی دارید پشت سر بگذارید.
سخن شما درست است منتها فقط با این تأکید که اين یک مانع، مادر همه موانع است؛ جامعه علمی ما نمیداند كه میخواهد برای تولید چه چیزی حرکت کند. به تعبیر امام خامنهای طلسمی در یکسانانگاری توسعه و پیشرفت اسلامی وجود دارد (2) و اگر این طلسم شكسته نشود خروجی تلاش برای توليد الگوی پیشرفت اسلامی میشود یک الگوی توسعه.
ـ چه طور میخواهید این طلسم را بشکنید؟
از اينجا وارد بحث خود جدول ميشويم. تا اينجا به مدد سوالاتي كه مطرح كرديد يك تبيين اجمالي از مسئله شد و اين كه نياز داريم حركتي را شروع كنيم. يعني ما عرضمان اين است كه اگر اين طلسم را نشكنيم ظاهرا جامعه براي اين موضوع همايشهايي برگزار ميكند و ممكن است بعدها سفارش كتابهايي هم به حوزه و دانشگاه داده شود. حوزه و دانشگاه يك سري متون هم بنويسند، حتي دورههاي دكتري هم راه بيفتد و بعدها در تصميمسازي برنامههاي توسعه كشور هم از اين ايدهها استفاده بشود. ولي همه حرف ما اين است كه چون درك روشني از الگوي پيشرفت اسلامي وجود ندارد، تلاشها در مرحله نقشه راه توليد الگو به سمت توسعه منحرف ميشود. اين جدول «موضوعات انتقال نظام» يا همان جدول شماره يك گفتمان عدالت و پيشرفت جلوي اين خطر را به فضل الهي و به مدد الهي خواهد گرفت.
ـ آيا اين جدول در حال حاضر اجرايي است؟
بله. براساس اين جدول مثلا شما ميتوانيد يك سري كارها را در قوه قضاييه شروع كنيد. يك سري كارها را در مجلس يا در دولت، حوزه، دانشگاه و ....
ـ آيا با نهادهايي كه نام برديد ارتباط داشتهايد؟
بله.
ـ يعني زمينههاي پذيرش آن ايجاد شده است؟
ما تازه در قدمهاي اوليه كار هستيم. يعني بعد از آن مطالعات ده سالهاي كه قبل از نوشتن اين جدول بوده و نوشتن اين جدول كه 4 سال طول كشيده است در آغاز تفاهم روي اين موضوع هستيم.
ـ به هر حال، ميتوان گفت يك گام برداشتهايد.
آن يك گام، مبتني بر اين مسئله است. ممكن است مخاطب ما در حوزه و دانشگاه اين را قبول نداشته باشد و بگويد مسئله الگوي پيشرفت اسلامي اصلا چيزي در حد ساخت يك تمدن جديد نيست!! گاه شما الگوهاي توسعه را موضوع انتقال به ساخت تمدن مدرن در كشور ميدانيد. الگوي توسعه ابزار مدرنيزاسيون است. اگر كشوري بر اساس الگوي توسعه عمل كند از عدم توسعه به توسعهيافتگي تغيير پيدا ميكند. يك وقت الگوي توسعه را در اين سطح مطرح ميكنيم، البته عده اي دركشان از توسعه مثلا به معناي افزايش GDP و افزايش ارزش افزوده است! من احساس نميكنم اساتيد دانشگاه يا علماي حوزه (آنها كه در بحث مسلط هستند) موضوع توسعه را به افزايش توليد كشور يا مثلاً توليد يك سري محصولات منحصر يا محدود بدانند. مسئله اصلي توسعه و الگوهايش ساخت يك تمدن است. حالا وقتي شما ميگوييد الگوي پيشرفت اسلامي يعني ابزار ساخت تمدن اسلامي. اگر كسي الگو را در اين سطح قبول نداشته باشد، يعني اصلا مدعي تقابل انقلاب و مدرنيته نبوده است، طبيعتاً با چنين افرادي سخن گفتن از الگوي پيشرفت اسلامي- به معنايي كه گفتيم- و «جدول موضوعات انتقال نظام» مفيد نيست. چنين افرادي به دنبال الگوي مالزي و تركيه و... هستند. يعني نام اسلام را به الگوي مورد نظر خود ميچسباند و ميگويند كه اين همان الگوي پيشرفت اسلامي است.
همانطور كه گفتيمايده محوري انقلاب قبل از ظهور، ساختن تمدن نوين اسلامي است. البته ممكن است عده اي معناي تمدن نوين اسلامي را فعلا متوجه نشوند؛ براي تبيين اين موضوع مثالي عرض مي كنم:
ميگويند اديسون وقتي كه ميخواست لامپ را بسازد و ارائه بكند آن روز الگوي مصرف در بحث روشنايي، چراغهاي گردسوز بوده است. اديسون براي ساخت لامپ احتياج به بودجه اي تحقيقاتي داشت ؛ لذا عدهاي را به پشتيباني از پروژه خود دعوت نمود. اديسون توضيح ميداد كه ما ميخواهيم يك لامپ بسازيم. اينها سؤال كردند: لامپ شما فتيلهاش چهطوري است؟ چه فرقي با فتيله چراغهاي گردسوز دارد؟ مثلا جنسش فرق ميكند؟ ابريشم است؟ اديسون گفت: اين اصلا تو پر است، اينها رفتند توي فكر كه چهطوري يك چيز تو پر يا يك فلز ميتواند روغن را از مخزن سوخت به محل اشتعال انتقال بدهد. اینها نتوانستند مسئله را درك كنند. اديسون بيشتر موضوع را شكافت و توضیح داد که سوختش هم نامرئی است. توضيح بيشتر اديسون بر ابهامها افزود. در نهايت وقتی مطرح کرد که اشتعالش هم در محیط خلأ واقع میشود به کلی جلسه قفل شد. به هر حال، جلسه را ترک کردند و گفتند ما حرف این آقا را نمیفهمیم. حالا ممکن است بحث هاي نو و جديد انقلاب براي عدهای که با چراغ گردسوزِ توسعه مأنوس هستند درك نشود. بعضي در محیط توسعه پرورش يافته اند و به دنبال همان الگوهای متداول روز دنیا هستند، وقتی شما از یک چیز جدید برایشان صحبت میکنید شاید مسئله را درک نکنند.
ـ مشاهده آن اختراع در واقع دیگران را در مقابل آن مسئله تسلیم کرد. شما اینجا فکر میکنید چه اهرم هایی میتواند قضیه را پیش ببرد؟
همانطور که شما به درستی اشاره كرديد در آن مسئله خاص میشد. بعضی ها هم همکاری کردند و به اديسون پولی دادند و وي توانمندياش را نشان داد و آن ها فهمیدند. ولی مسئله ما ساخت یک تمدن است و مثل ساخت یک چراغ نیست. هم زمان بیشتری میبرد، هم اینکه شما احتیاج دارید که همه را به کار بگیرید تا این تمدن ساخته بشود؛ لذا حتما این مسئله را باید حل کنید که جامعه علمي فهمیـ ولو اجماليـ از موضوع پیدا بکند. فهم این مسئله در تئوريزه كردن الگوی پیشرفت اسلامي خيلي مهم است. حالا ما هم داریم عرض میکنیم اصلا اصل انقلاب به دنبال ساخت یک تمدنی است. اینهایی که «چراغ گردسوزی» فکر میکنند، اینهایی که بر اساس ادبیات توسعه به مسئله الگو نگاه ميكنند، باید با اینها از یک مجرايی تفاهم را آغاز کنیم.
ـ جدول موضوعات انتقال نظام داراي چند موضوع است؟
27 موضوع اصلی كه اگر محور گفتمان و موضوع بحث قرار بگیرند به «چراغ گردسوز کار»ها میتوانند مفهوم لامپ را انتقال بدهند.
ـ چند مورد را میتوانید نام ببرید؟
قبل از آن لازم است نکتهای را عرض کنم. پس تا اینجا بحث روشن شد.
بله. منتها هنوز پاسخ يك سؤال را از شما نگرفتهايم. اگر قرار است(بنا به گفته خودتان) همه در ساخت تمدن پايدار اسلامي مشاركت بكنند بايد زمينههاي اين مشاركت ـ يا به تعبيري همفكريـ به درستي روشن و براي نخبگان تبيين شود؛ شرايط امروز مانند اوايل انقلاب نيست كه گفته شود بخشي از نيروهاي متخصص، تعلق خاطري به انقلاب ندارند. اكنون متخصصان متعهد بسياري هستند كه تا مقطع بالاي علميـ پژوهشي در كشور پيش رفتهاند و تعلق خاطر هم به انقلاب و ادبيات انقلاب دارند. راهكارهايتان براي اجراي اين طرح چيست؟
بله. شما به خوبی مسئله را تشريح کردید؛ ولی الان در داخل انقلاب جمعیت زیادی معتقد به اين انقلاب وجود دارند....
ـ كه متخصص هم هستند.
پس ما طبیعتا باید با این نیروها ي خودی که طیف وسیعی را در بر میگیرند ایده جمهوری اسلامی را به صورت تفصيلي تفاهم كنيم و دیگر نمیتوانیم بگوییم عیب از اینهاست. نظريهپرداز -که انقلاب باشد- بايد ایده خود را روشن و تبیین نمايد و درباره آن بحث کند، بالاخره مردم پای انقلاب ایستادند، نخبگان در همین انقلاب دارند کار میکنند. از این جا من بخش دوم عرایضم را شروع میکنم که عیب های خودمان را در انتقال ایده به جامعه جستوجو کنیم. روح بحث ما اتفاقا همین است. منتها نخواستیم از آنجا شروع کنیم.
ـ ولی طرح موضوع باید بشود.
بله. این در کار ما مفروض است. اگر خدای متعال توفیق دهد و ما تا آخر در اردوگاه انقلاب بمانیم - که من این توفیق را از خداوند میخواهم - بايد به اين موضوع توجه داشته باشيم. اما چگونه بايد عمل كنيم، كه ایده انقلاب برای خودی ها جا بیفتد؟ برای كساني که دلشان میسوزد و مؤمناند. ما باید عیب خودمان را ببینیم و همين كار را هم كرديم. خیلی هم کار نداشتیم با اطرافمان که آيا دیگران حواسشان هست یا نیست. اول سعی کردیم عیب را در خودمان برطرف کنیم و خدای متعال عنایت فرمودند (که البته همهاش هم عنایت خدای متعال است). به نظرما این جدول و 27 موضوع آن، اهرمهايياند که اگر به آنها بپردازیم، یک قدم درک جامعه نسبت به مسئله الگوی پیشرفت اسلامی شفافتر میشود. من در ادامه چند تا مثال ميزنم تا مسئله روشنتر شود ولی قبل از آن لازم میدانم چند نکته را عرض بکنم:
تا الان بحث روی این بود که کساني متوجه معنای الگو به عنوان ابزار ساختاری تمدن نيستند که ما عرض کردیم با آنها دچار مشکل میشویم، ولي از اين جا روي بحث ما با كساني است كه مي دانند الگوي پيشرفت اسلامي ابزار ساخت تمدن نوين اسلامی است. وقتی ما با اين دوستان وارد بحث میشویم طبق مطالعه میدانی سه گروه با سه روش میخواهند این انتقال را انجام بدهند، یعنی این ایده را به جامعه منتقل کنند:
گروه اول از ابزارهای آموزشی برای انتقال ایده محوری انقلاب و تبیین تفاوت توسعه و پیشرفت اسلامی استفاده مي كنند. ما به سه دلیل با این روش ها مخالفیم؛ دلیل اولمان این است که در اين موضوع، منابع پژوهشی و آموزشي مكفي وجود ندارد. بدون منابع معتبر پژوهشي و آموزشي نمي توان به سمت آموزش رفت.
ـ اين يعني توقف در همان مرحله اول.
بله. علاوه بر فقدان منابع علمي، فقدان منابع انساني متبحر در اين موضوع، مانعي براي استفاده فراگير از اين روشها ست. از همه اينها مهمتر اين كه جامعه علمي نيازي به الگوي پيشرفت اسلامي احساس نمي كند. چون آن را فهم نمي كند نيازي هم به آن احساس نمي كند و لذا عزم ملي در فهم آن از طريق آموزش به وجود نمي آيد.
گروه دوم از شیوههای ترویجي و تبلیغی استفاده میکنند. اگر به ماهیت کار آنها هم دقت کنید میبینید به طریق اولی با این روش هم نمیتوان مسئله الگوی پیشرفت اسلامی را جا انداخت. شما وقتی فکری را آماده آموزش کردید، میتوانید ترويجش کنید، معرفیاش کنید. فرض بفرمایید ما الان در خدمت شما هستیم و در قالب یک مصاحبه میخواهیم ایده تولید شده خودمان را که متون آموزشی اش را هم آماده کردهایم ترویج کنیم. حالا من سؤال میکنم چه طور بعضی در موضوعات تحولی- یعنی موضوعاتی که منشأ تحول هستند- میروند و سریع همایش میگذارند و کارهای مصاحبهای میکنند، و فقط همین کار را انجام میدهند!
ترویجِ چه؟ مسئلهای که هنوز در تولیدش کار نكرده ايد؟! با مصاحبه و اینها ممکن است شما بتوانيد یک ضرورت را جا بیندازید ولی نمیتوانید به سمت ساخت الگو برويد. پس دليل ديگر مخالفتمان اين است كه نمي توان با همايش و مصاحبه موضوع را به شكل عميق مطرح كرد. همايش هاي يك روزه و مصاحبه هاي چند ساعته ابزار اين كار نيست. البته عدهاي متوجه شدهاند كه استفاده از همايش براي تبيين ماهيتِ موضوعات تحولي كار غلطي است. هندسه همایشها ممکن است به درد طرح ضرورت موضوع بخورد ولی قطعا به درد عمیق کردن و تولید یک موضوع نمیخورد. پس ما با روش این دو دسته به دلايلي كه آمد مخالفیم و با دوستانمان در استفاده از اين ابزارها مخالفت صريح مي كنيم.
الحمدلله دغدغهها نسبت به اين موضوع رشد کرده است؛ این پیروزی خيلي بزرگی است که جمعیتهایی در درون انقلاب متوجه شدهاند با توسعه نمیتوان به سمت آرمانهای انقلاب حرکت کرد، ولی همین جریانهای دغدغهمند اگر از روشهای نامناسب و ساختارهای نامناسب استفاده کنند خطر بزرگتر عدم تعميق اين موضوع اتفاق میافتد و بعدها مخالفان جریان الگوی پیشرفت اسلامی و طرفداران توسعه به ما میگویند شما تلاش کردید و نتیجه نداد. هر جا حضور پیدا میکنیم میگویند بیایيد همایشی بگذاریم، مقالهای بنویسید، یادداشتی در فلان نشریه بنويسيد. ما به مثابه ماه پرستي حضرت ابراهيم عليه السلام با دوستان همراهي و مماشات ميكنيم چون باید رحماء بینهم بود، ولي هميشه حرف را با صراحت مطرح میکنیم؛ از اول به آنها گفتهايم که با این روشها نمیشود به نتيجه رسيد. اما چه روشی براي انتقال اين موضوع به کار بردیم؟
ـ شما در صحبتهایتان پيوسته از الگوی پیشرفت اسلامی نام ميبريد. قبل از ادامه سخن بفرماييد الگوي شما چقدر مسايل بومی را مد نظر دارد؟
به نظر من مسئله ایرانیت تأثیر مبنايی روی الگوی پیشرفت اسلامی ندارد و علت استعمال اصطلاح «ایرانی» در الگوی پیشرفت اسلامیـ ایرانی که در ادبیات انقلاب توسط امام خامنهای مطرح شده، این است که بالاخره ايرانيان در نشر و گسترش اسلام توفيق بيشتري داشته اند و اعراب توفيق نداشتند؛ با اين كه پيامبر در عربستان مبعوث شدند. اما اعراب با امامان ما مخالفت كردند و آنها را شهيد كردند، خود پيغمبر را اذيت كردند؛ لذا خداي متعال توفيق نصرت و ياري دين خدا را از اعراب گرفت و به قوم ايراني منتقل كرد، نه اين كه ايرانيت در ساخت الگو يا در هر مسئله ديگري تاثير مبنايي داشته باشد. البته امام خامنه اي به صراحت فرمودهاند و من تعجب میکنم چرا بعضی به این صراحت، اگر میخواهند آن را منتسب به ادبيات انقلاب کنند کم توجهی میكنند، چون ایشان فرمودند ایرانی ها پیشتاز و تولید کنندهاش هستند.
به تعبير شهيد مطهري اسلام براي ايران و ايراني در حكم غذاي مطبوعي بود كه به حلق گرسنه اي فرو رود . طبيعت ايراني اين خوراك را جذب كرده از آن نيرو و حيات گرفت و نيرو و حيات خودرا صرف خدمت به آن كرد.
(خدمات متقابل اسلام و ايران- ص 577)
ـ چون شما ميگوييد اين طرح الگوي فراگيري در ساخت تمدن اسلامي است اين مورد مطرح شد. تمدن كشورها ممكن است در خيلي موارد اشتراكاتي داشته باشد كه در مورد مسلمانان چنين است، ولي هر كشوري ممكن است اقتضائات خاص خودش را هم داشته باشد.
بله. اگر بوم را به معني شرايط عيني جغرافيايي بگيريد يا فرهنگي يا... براي همين هم متعمداً گفتم پاسخ تفصيلي را يك وقت ديگر ميدهم، چون ميخواهم به اسم بوم دامنهاش آن قدر وسيع نشود كه به مبنا برسد و مثلا يكي بگويد ميخواهيم توسعه را بوميسازي كنيم و الي آخر. براي همين متعمدا ميگويم الگوي پيشرفت اسلامي. ولي ايراني بودن آن هم در ادبيات انقلاب است، چون ايرانيها دارند اين كار را ميكنند و بحمدالله بايد اين توفيق را شكرگزار باشيم. من مسئله اصلي را در كلمه «ايراني» توفيق ايرانيها در ساختن اين الگو ميدانم؛ راجع به مسئله بوم هم اگر فرصت شد وقتي وارد بحث خود الگو ميشويم آن سطحش را هم معنا ميكنيم، ولي اگر توجه كرده باشيد اصل بحث ما اين است كه مي خواهيم گامي در مسير درك الگوي پيشرفت اسلامي برداشته شود.
....................
پایان پیام/161