شکستن طلسم "يكسان انگاري توسعه غربي و پيشرفت اسلامي" / قسمت دوم
کد: 310258 تاریخ: 1391/02/02 - 23:15منبع: کیهان فرهنگیprint

در گفتگو با «علی كشوری» ؛
شکستن طلسم "يكسان انگاري توسعه غربي و پيشرفت اسلامي" / قسمت دوم

خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:
علی کشوری در سال 1373 وارد حوزه علميه شده است. وی از سال 79 تا اواخر 88 به عنوان عضو گروه تطبيق در فرهنگستان علوم اسلامي قم در حوزه "جامعه‌شناسي اسلامي"، "تئوريزه كردن انقلاب اسلامي"، "نقد آثار مرحوم دكتر حسين عظيمي (كارشناس توسعه)" و "مباني نظري برنامه چهارم توسعه" مطالعه كرده است.
وی سپس در گروه «مدل اسلامي حسينيه انديشه قم» نقد مدل‌هاي غربي توسعه را مورد توجه قرار داده است. خود مي‌گويد كه از سال 1387 در پي تاكيدات رهبري انقلاب، مطالعات مربوط به «نقشه راه پيشرفت الگوي اسلامي» را به جد، تاكنون پي‌گير بوده كه همين بهانه گفت‌وگوي ما با ايشان شده است.
«حجت‌الاسلام علی كشوری» در گفتگو با مجله كيهان فرهنگي، از اين الگو، ويژگي‌هايش و چگونگي شناساندن آن به نهادها، صاحبنظران و مردم سخن گفته است.
خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ که چند سالی است مطالبی با محوریت دهه عدالت و پیشرفت را منتشر می‏کند اینک توجه شما را به "قسمت دوم" این مصاحبه جلب می‏کند: 

 شکستن طلسم "يكسان انگاري توسعه غربي و پيشرفت اسلامي" / قسمت دوم

ـ شيوه‌هاي آموزشي و ترويجي را در مسير درك الگو نامناسب و ناكارا معرفي كرديد. شيوه مطلوب شما چيست؟

ــ روش‌ ما متخذ از جامعه‌شناسي اسلامي است. اين روش را هم نمي‌خواهم الان توضيح بدهم ولي در يك جمله مي‌توان گفت كه اگر شما بخواهيد راجع به يك موضوع تحول ايجاد كنيد جامعه‌شناسي اسلامي چگونگي ايجاد تحول را براي شما تئوريزه مي‌كند‌ـ كه در يك فرصت ديگري راجع به اين روش بايد توضيح بدهم‌ـ ولي الان فرض بگيريم ما آن روش را به كار گرفتيم. حالا من خروجي‌اش را به شما نشان مي‌دهم. ببينيد! اصلا آموزش نيست ترويج هم نيست و اتفاقا يك قدم درك ما را به مسئله الگوي پيشرفت اسلامي هم نزديك مي كند.

اگر كسي درك از جامعه‌شناسي اسلامي داشت و خواست برود به سمت تحول، سه اصل را به طور اجمالي بايد رعايت كند؛ از توضيح تفصيلي مي‌گذرم، اولين اصل اين است كه با گروه هدف و مخاطبتان از جايي شروع كنيد كه مورد انكارش نباشد. انكار به چه معنا؟ يعني موضوعي را ورودي و مدخل بحثتان قرار دهيد، كه ضرورت و اولويتش مورد انكار نباشد.

به عنوان مثال اگر بخواهيم با استفاده از روش جامعه شناسي اسلامي با قوه قضاييه و كادر محترم اين نهاد در مورد مسئله الگوي پيشرفت اسلامي تفاهم كنيم، بحثمان را از موضوع پيشگيري از جرم شروع مي‌كنيم. پيشگيري از جرم يكي از موضوعات انتقال نظام به مرحله الگوي پيشرفت اسلامي است. الان آن وصف اولي كه ما از روش جامعه‌شناسي اسلامي استخراج كرديم مد نظر است.

ـ آيا اين يكي از 27 مورد جدول شماره يك گفتمان عدالت و پيشرفت است؟

ــ بله. يكي از 27 موضوعِ، انتقال است. پيشگيري از جرم مورد انكار قوه قضائيه نيست، يعني هم ضرورتش و هم اولويتش را قبول دارند. اگر ما به قوه قضاييه بگوييم مي‌خواهيم براي پيشگيري از جرم كاري انجام بدهيم نه تنها نمي‌گويند به ما ربطي ندارد بلكه مي‌گويند اتفاقا به ما ربط دارد. اولويتش را هم قبول دارند. چون ورودي پرونده‌ها در قوه قضاييه زياد است.

اصل دوم روش جامعه شناسي اسلامي اين است كه مطلع و ورودي بحث بايد قابليت ترجمه به مسئله الگوي پيشرفت اسلامي را داشته باشد. ممكن است خيلي از موضوعات از طرف مقابل مورد انكار نباشند، ولي نتوان با آن مسئله پيشرفت الگوي اسلامي را جا انداخت. اصل دوم را با مثال پيشگيري از جرم تبيين مي‌كنم. عنوان بحث با  قوه قضائيه «پيشگيري از جرم» است و مي‌خواهيد مسئله الگو را با استفاده از اين موضوع تبيين كنيد. تحليل‌هاي مختلفِ پيشگيري از جرم را مطرح مي‌كنيد. مثلا تقسيم‌بندي‌هايي گفته‌اند كه پيشگيري وضعي داريم، كيفري، غيركيفري، پيشگيري اجتماعي و... ضمن اين كه بر اين تعاريف نقد مي‌زنيم (كه الان نمي‌خواهم اين كار را بكنم چون نمي‌خواهم موضوع پيشگيري را باز كنم) براساس تحليل انقلاب و اسلام پيدايش جرم را ريشه‌يابي مي‌كنيم. اسلام در باره پيشگيري چه گفته است؟ پاسخ اسلام در قالب تئوري «پيشگيري بنيادين» تئوريزه شده است. بر اساس اين تئوري اگر در سال‌هاي شكل گيري شخصيت، عواطف فرد، آموزش‌ها و رفتارهاي اوليه‌اي بر اساس آموزش هاي اسلام شكل بگيرد، اين شكل گيري شخصيت بر اين اساس ، مادر و اساس پيشگيري از جرم است.  به عبارت ديگر منشأ اصلي پيدايش جرم خدشه به  عواطف و آموزش‌هاي اوليه و رفتارهاست. اين خدشه در كجا شكل مي‌گيرد؟ جواب اسلام را مي‌گويم: خدشه‌هاي بنيادين به شخصيت و جايگاه شكل‌گيري صحيح شخصيت در نهاد خانواده است.

ما از پيش‌گيري شروع كرديم و به نهاد خانواده رسيديم. مادر ايجاد جرم خانواده غير اسلامي است. اگر يك خانواده تضعيف شد خروجي‌اش چه مي‌شود؟ ايجاد استعداد اجتماعي براي انجام جرم.

چه چبزي خانواده را تضعيف مي كند؟  يكي از اين عوامل، الگوي آموزش جامعه است. به نظر ما الگوي آموزش كنوني، ضد خانواده است. به چه بيان؟ به اين بيان كه فرد مثلا از سن 7 سالگي وارد نظام آموزشي مي‌شود تا هنگام فارغ‌التحصيلي، بخشي از دوران آموزش وي با سن ازدواجش تلاقي مي‌كند و سن ازدواج بالا مي‌رود. يعني دوران آموزشي كه تمام شد ده سال از سن ازدواج فرد گذشته است. پس نظام آموزشي خانواده را تضعيف مي‌كند؛ اين يك عامل تضعيف‌كننده. نظام آموزشي بخشي از الگوي توسعه است. نظام آموزشي متناسب با Develpment و توسعه، ضد خانواده است. البته الگوي آموزش(3) از اين حيث هم كه افراد را آماده پذيرش زندگي مشترك نمي كند خانواده را تضعيف مي كند.

الگوی مصرف نيز نهاد خانواده را تضعیف می‌کند‌. به چه معنا‏؟ به این معنا که شما پس از سن آموزشی تا می‌آیید لوازم شروع یک زندگی را تأمین کنید (طبق الگوی مصرف روز جامعه) زمانی از شما می‌برد که علت تأخیر در تشكيل نهاد خانواده است‌؛ البته این الگوی مصرف فقط نقشش در تأخیر شروع زندگی نیست‌. خود زندگی هم که شروع شد پدر و مادر باید همتشان این باشد که این الگوی مصرف را تأمین کنند. تلاش برای تأمین هزینه‌های این الگوی مصرف، نقش پدر و مادری را به نقش نان‌آور مذکر و نان‌آور مؤنث خانه‌ تنزل مي‌دهد. پس الگوی مصرف هم در شروع زندگی خانوادگی اسلامی و هم در كيفيت آن مانع ایجاد می‌کند. كمترين عارضه الگوي مصرف انتقال كودكان و تربيت آن‌ها به مهدكودك است.

سومين عامل تضعيف كننده خانواده الگوي توليد مدرن است. الگوي توليد جامعه نگاهش به زن اين است كه زن نيروي كار است. نگاه به زن بر اساس اولويت هاي الگوي توليد اين طور است! با اين وصف انتظار شوهرداري  و همچنين مادري انتظاري فرعي است؛ البته متغير اصلي تربيت، مادر است ولي پدر هم متغير است. به هر حال «تربيت» كار پدر و مادر است ولي كار اختصاصي زن شوهرداري است كه بتواند براي مردش امنيت ايجاد و او را پايبند به خانه بكند. خانه بشود محل سكينه. يعني شما از محل كارتان با شوق به خانه برويد و بگوييد از سختي‌هاي روزانه دارم مي‌روم به محل امن؛ اين مسئله ريشه سعادت است. اگر خانه‌ها محل‌هاي امن براي بچه‌ها و پدر و مادر باشند جامعه سعادت مي‌يابد.  وقتي الگوي توليد زن را نيروي كار تعريف كند  شوهرداري و مادري و اين جور نقش‌ها كار فرعي مي‌شود و در نهايت هر سه عامل باعث تضعيف نهاد خانواده مي‌شود. نهاد خانواده كه تضعيف شد استعداد اجتماعي براي جرم افزايش مي‌يابد. پس ما از پيشگيري شروع كرديم ولي به مسئله ضرورت بازنگري در ساختارهاي كلان اداره جامعه رسيديم. ورودي و مدخل بحثمان پيشگيري بود، يعني مورد انكار نبود ولي در گام دوم توانستيم اين مسئله را مبنايي تحليل كنيم و توليد الگوي پيشرفت اسلامي را به عنوان لازمه پيشگيري مبنايي مطرح نماييم. البته منكر كار كوتاه‌مدت نيستيم. كار كوتاه‌مدت هم هر چه مي‌توانيم انجام مي‌دهيم، ولي بايد مبنايي الگو را تغيير داد تا بتوان پيشگيري كرد. پس اين وصف دوم موضوعات انتقال نظام است.

اصل سوم روش جامعه شناسي اسلامي بر انتخاب موضوعي تأكيد دارد كه قدرت ايجاد مشاركت اجتماعي نخبگان، مسوولان و مردم نسبت به موضوع انتخاب شده در آن باشد. يعني همين الان با توان علمي حوزه، دانشگاه، مسوولان و بقيه توان‌ها بتوان بحث را شروع كرد. پس وصف سومش اين است كه آن موضوع قابليت ايجاد مشاركت داشته باشد.

ـ آيا اين كار الان انجام شده است؟

ــ آنچه در جدول هست بايد مورد پردازش اجتماعي قرار بگيرد. در صورت پردازش اين موضوعات بدون استفاده از شيوه هاي ترويجي و آموزشي عزم ملي نسبت به موضوع الگوي پيشرفت اسلامي ايجاد مي شود. لازم نيست افراد با سياست هاي تشويقي و تنبيهي در كارگاه آموزشي شركت كنند.

قوه قضاييه متوجه است كه اگر مسئله پيشگيري از جرم را حل نكند، چه مشكلاتي پيش مي آيد. مسئله پيشگيري از جرم يكي از محورهاي 27 گانه  انتقال است. كدام انتقال؟  انتقال از بي‌دركي الگوي پيشرفت اسلامي به درك الگوي پيشرفت اسلامي! موضوعات انتقال نظام به مرحله الگوي پيشرفت اسلامي به فضل الهي براي فهم الگو ظرفيت‌سازي مي‌كنند.

ـ قوه قضائيه در جايگاهي است كه نمره نمي‌خواهد بگيرد، بلكه مي‌خواهد مثلا در اثر سياست‌هايي از ميزان پرونده‌هاي ارسالي به آن كاسته شود.

ــ پس نياز به سياست تشويقي ندارد كه روي اين موضوع بيايد. اما موضوع انتقال دانشگاه به مرحله الگوي پيشرفت اسلامي موضوع ديگري است.

بانك سؤالات عدالت و پيشرفت موضوع انتقال جريان‌هاي دانشجويي است. البته اين بانك مقدمه اساسي راه‌اندازي كرسي‌هاي آزادانديشي است. من الان از شما يك سؤال مي‌كنم: آيا در ايام انتخابات يا غيرانتخابات وقتي دانشجوي ما مي‌خواهد بيايد در كرسي آزادانديشي (به آن معني كه انقلاب مد نظرش است) شركت كند، فضاي مناسب وجود دارد؟ آزادانديشي در دانشگاه بايد راه بيفتد كه راه آن كرسي هاي آزاد انديشي است. اگر كرسي‌ها راه بيفتد، دانشجو و استاد ما بدون تشويق در اين كرسي ها حضور مي يابند. وضعيت اين موضوع در دانشگاه مثل وضعيتِ پيشگيري از جرم در قوه قضائيه است، آزاد انديشي در دانشگاه ضرورت دارد، اولويت هم دارد؛ غيرقابل انكار است. با توجه به اين نياز چرا كرسي‌هاي آزادانديشي جدي گرفته نمي‌شود؟ امام خامنه‌اي مي‌گويند من صد بار گفتم  ولي راه نينداخته‌اند. چرا؟ به دليل اين كه عده‌اي نمي خواهند كه اين بحث‌ها مطرح شود. مي‌خواهم دوباره برگردم عيب خودمان را بگويم؛ عيب نيروهاي انقلاب را بگويم. نيروي انقلاب مومن است، ولي ممكن است عيب هم داشته باشد. جمعيتي از نيروهاي انقلابي به دليل اين كه خودشان به ادبيات و ايده‌هاي انقلاب مسلط نيستند جرأت نمي‌كنند فضاهايي ايجاد كنند كه فكر جديد بيايد و مطرح شود، ريسك فضا را نمي‌پذيرند. چرا؟ چون ضعف در خودشان و در تسلط آن‌ها به ايده و ادبيات انقلاب است؛ حالا ما در بانك سوالاتِ عدالت و پيشرفت چگونگي جبران اين ضعف را پيشنهاد داده ايم. اين احساس ضعف باعث مي‌شود اگر جايي اختيار در دست دوستان باشد فضا را باز نكنند. امام خامنه‌اي كه به ايده و ادبيات انقلاب مسلط است و غلبه فكر اسلامي بر فكر مدرنيته را  مي‌داند با شجاعت مي‌گويد اين راه را باز كنيد. امام راحل عظيم‌الشأن سر قضيه ناوهايي كه در ايام جنگ تحميلي به خليج فارس آمده بودند در پاسخ به يكي از آقايان كه گفته بود با اين ناوها چه كنيم؟ گفتند: من بودم مي‌زدم. به خاطر اين كه امام اتكال علي‌الله و حالت غنا دارند؛ نمي‌ترسند. اما نيرويي كه مي‌خواهد برود اين كار را اجرا كند مي‌گويد: آقا! آمريكا هست ها! ممكن است ابهت كفر بگيردش. در مسئله كرسي‌هاي آزادانديشي و جنگ نرم همين داستان وجود دارد. به نظر من بخش موثري از قضيه اين است. وقتي مسئله جنگ نرم و كرسي‌هاي آزادانديشي مطرح مي‌شود امام خامنه‌اي همين حالت اتكال علي‌الله را دارند. اتكالشان به معارف اسلامي و ذات لايتناهي پروردگار است، براي همين ولي خدا(4) احساس ترس ندارد، اما وقتي مسئوليت را به زيرمجموعه مي‌دهند -كه داراي ايمان كمتري است- مثلا مي‌گويند: با توسعه كه نمي‌توان درافتاد! بنابراين در زمينه علوم انساني فضا را باز نمي‌كنند.

براي رفع اين مشكل ما در جدول شماره يك گفتمان عدالت وپيشرفت، بانك سوالات عدالت و پيشرفت را پيش بيني كرده ايم. بانك سوالات متولدكننده و مادر اين فضاي باز است، به صورت تمثيلي توضيح مي دهم؛ در ايام جنگ تحميلي شما سه ماه نيروهاي مردمي را در پادگان دوكوهه آموزش مي‌داديد و براي نبرد با دشمن مي‌فرستاديد. در دوران جنگ امكان استفاده از دوره‌هاي آموزشي درازمدت در آموزشكده‌هاي نظامي وجود نداشت، سه ماه آموزش و سپس حضور در ميدان جنگ.

در فضاي جنگ نرم هم، «بانك سوالات عدالت و پيشرفت» دو كوهه جنگ نرم است. سه روز آموزش در اين بانك، فرد را توانمند مي‌كند تا در يك موضوع خاص با سوال انقلاب از غرب آشنا شود.(5) وقتي توانمند شد جرأت براي راه اندازي كرسي‌هاي آزادانديشي پيدا مي‌كند. در فاز صفر بانك، مثلا سوالات انقلاب از مدرنيته و از توسعه را آماده كرده‌ايم. هشتاد و يك تقسيم دارد. وقتي بانك سوالات راه‌اندازي شود يكي از خاصيت‌هايش اين خواهد بود كه نيروهاي انقلاب جرئت مي‌كنند كرسي‌هاي آزادانديشي را راه‌اندازي كنند. البته الان هم يك جمعيت‌هايي كاري با ساختارها ندارند و خودشان وارد اين عرصه شده‌اند. ما در جنگ نرم الان جنگ چريكي داريم؛ جنگ منظم نداريم. يكي از 27 موضوعي كه در جدول هست همين بانك سوالات است. بانك سوالات باعث مي‌شود شما در جنگ نرم، جنگ منظم قاعده‌مند و قابليت طراحي عمليات داشته باشيد. بانك سوالات موضوع انتقال جريان دانشجويي و آرمان خواه است.

ـ در هر كار جديدي كه شروع مي‌شود يا براي تكميل كارهاي گذشته، بايد زمان‌بندي براي دست‌يابي به نتيجه داشت و نمي‌توان زمان نامحدودي را براي پيگيري برنامه قايل شد چون ممكن است در وسط راه به دلايل مختلف سستي در جمعيتي پيدا شود. برآورد يا ارزيابي‌تان در اين زمينه چيست؟

ــ با اتکال علی‌الله و با توسل به حضرت ولی عصرـ ارواحنا فداه ـ ما همین امروز حاضریم قرارگاه موضوعات انتقال نظام را راه اندازی کنیم‌. امکانات و مقدورات و اختیاراتش باشد ما همین امروز حاضریم به فضل الهی کار را راه‌اندازی کنیم‌.

ـ چه کسی باید این امکانات را در اختیار بگذارد ؟

ــ مسئله اين است كه ما الان همه نظام نيستيم. ما يك جزء ناپيدا در مجموعه نظام محسوب مي‌شويم. ما خودمان را جزو قافله مي‌دانيم؛ آرزويمان اين است كه نظام هم ما را جزو خودش حساب كند. البته الان ما را جزو مردم حساب مي‌كند. بالاخره به عنوان يك طلبه ساده حساب مي‌كند. ما جزو نيروهاي نظام محسوب مي‌شويم، جزو سياهي‌لشكر نظام، ولي آن‌هايي كه دارند تصميم‌سازي مي‌كنند همان طور كه اوايل عرايضم عرض كردم، از شيوه‌هاي آموزشي و ترويجي استفاده مي كنند.

ـ تلاش شما چه بوده است؟

ــ ما هر جلسه‌اي بوده رفته ايم و بحث را توضيح داده و جدول را معرفي كرده‌ايم، ولي لوازم راه افتادنش جاي ديگر است. ما به بخش‌هايي از نظام پيشنهاد داديم و گفتيم مقدورات و اختياراتش باشد مثلا فاز صفر بانك سؤالات عدالت و پيشرفت را شش ماهه راه‌ مي‌اندازيم؛ از همين امروز هم شروع مي‌كنيم. مي‌خواهم بحثمان در تبيين بحث خودمان باشد، ولي متاسفانه مي‌گويم دوستان ما در شيوه‌هاي غربي گير كرده‌اند و دنبال همين همايش‌هاي مصطلح يا همين دوره‌هاي آموزشي ‌اند و توجهي به اين مسايل ندارند. ما به آن‌ها هم صريح و بدون مداهنه گفته‌ايم؛ امروز هم عرض مي‌كنم بدون روش جامعه‌شناسي اسلامي دوستان دغدغه‌مند ما نمي‌توانند نسبت به الگوي پيشرفت اسلامي تحول ايجاد كنند و اين غفلت بزرگي است كه در آخرت بايد جوابگو باشند. البته من خيلي خوشبين هستم ، به فضل الهي خوشبين هستم و اين كه مدد الهي به مدد بيايد (كما اين كه تا الان هم آمده است) و كار با مدد الهي بر قلوب مؤمنين بنشيند. ان‌شاءالله.

ـ اگر چنين نشود، چه؟ چه تصميم ديگري مي‌توانيد براي پيگيري طرحي كه مي‌گوييد در جهت ساخت تمدن اسلامي و پايداري و بقايش است، بگيريد؟

ــ خداي متعال به اندازه همين توان، ما را مؤاخذه مي‌كند. البته اين توان امداد شده است ،اصل توان هم خودش امدادي است. امداد اوليه‌اي هست. از اول تا آخرش خداي متعال امداد كرده كه بحث به اينجا رسيده است. ولي مسئله اين طور نيست كه ما كه الان اين طرح را مطرح مي‌كنيم از ارزيابي خودمان غافل باشيم. ان‌شاالله بعد از اين هم غافل نباشيم. هر جا در هر جلسه‌اي دوستان اشكالي وارد كردند بلافاصله مورد تأمل قرار داديم. جالب است بدانيد كه پيش‌نويس اوليه اين جدول سال 1387 توليد شد و الان كه به پيش‌نويس دوم نقشه راه رسيده است در واقع پيش‌نويس سيزدهم آن جدول اوليه است. يعني سيزده بار مجموعه جلسات ما منجر به اين شد كه زواياي بهتري از طرح تبيين بشود. در اين راه، خداي متعال عنايت فرمود و به بركت همين مباحثه با مؤمنين بود. هر جاي ديگر هم كسي بگويد من شيوه‌اي دارم كه آموزشي نيست يا دلايل ما را در شيوه آموزشي نقد كند مورد توجه قرار مي‌دهيم. جلسات زيادي با افراد مختلف داشته‌ايم؛ از نيروهاي اجرايي گرفته تا نيروهاي علمي محض؛ با شخصيت‌هاي مختلف در ساختارهاي مختلف از مجلس و قوه قضائيه و دولت و دانشگاه و حوزه و ... هر جا رسيده‌ايم استدلال‌ها مورد دقت قرار گرفته است.

هميشه ما اين سخن را در همه جلسات مطرح كرده‌ايم كه اگر شما مي‌پذيريد با شيوه‌هاي موجود نمي‌توان كاري كرد اين، جواب خوبي نيست كه بگوييد ساختارم دستم را بسته است. مگر ساختار چه محلي از اعراب دارد؟ بايد تلاش كنيد ساختار را تغيير بدهيد. اهداف و آرمان‌ها براي ما اصل هستند. اين را امام خامنه‌اي فرمود؛ لذا نظام‌سازي ما امري تدريجي است و ساختار حكومت را اصلاح مي‌كنيم. اگر به فرض نظام رياستي 2 درجه ما را به آرمان‌هايمان مي‌رساند و نظام پارلماني دو و نيم درجه، نظام پارلماني را جايگزين مي‌كنيم. كليددار اصلي نظام مي‌گويد ساختارها اولويت ندارند و بايد به نفع آرمان‌ها تغيير كنند.

ـ كليت حوزه (در حد مراجع) چقدر از اين برنامه شما حمايت مي‌كنند؟

ــ از جمله افرادي كه فضا را باز كرده‌اند و تا همين حد هم توانسته‌ايم كار را جلو ببريم بعضي از علمايي هستند كه در قم خدمتشان مي‌رسيم ولي بايد به اين موضوع توجه داشت كه به نظر من عمده اين بحث بر دوش نسل جوان حوزه است، چون آقايان زحمت كشيده‌اند و انقلاب را تا اينجا رسانده‌اند، نسل جوان بايد آن را پيش ببرد.

ـ ولي شايد دانش نسل جوان به تنهايي كفايت نكند.

ــ ما بريده رفتار نمي‌كنيم و گزارش كار را خدمت مراجع معظم مي‌دهيم. يعني شخص بنده تا حالا توفيق داشته‌ام كه حداقل به محضر سه مرجع تقليد گزارش بدهم. بزرگواري كردند و با اين كه ما طلبه کوچکي در حوزه محسوب مي‌شويم وقت دادند و ما گزارش بحث را داديم. آنها تشويق كردند، بعضا كمك‌هايي به مسئله كردند، ولي آن چه مسئله اصلي است (احساس بنده اين است) تا همين جاي انقلاب كه ما اين درك را داريم مديون امام راحل عظيم‌الشأن است كه مراجع و روحانيت هم كمك ايشان كرده اند؛ بنابراين ما اين موضوع را بيشتر متوجه نسل جوان حوزه به معناي يك قدم پائين تر از بزرگ‌هاي محترم حوزه مي‌دانيم. براي همين روي نسل جوان حوزه بيشتر متمركز هستيم. هر جا هم مسئله يا مشكلي باشد و بايد به محضرمراجع برويم اين كار را مي‌كنيم. البته كليت حوزه متكفل اين مسئله است. بعضي از مراجع هم درس خارج را روي مسائل حكومتي شروع كرده‌اند و همين بحث را دارند مطرح مي‌كنند. بيشتر مشكل برمي‌گردد به آن‌هايي كه متكفل آن موضوع‌اند و دائم مي‌گويند ساختار اجازه نمي‌دهد. خداي متعال فضاي انقلاب را مساعد كرده و فرصتي است كه ما به اين مسائل فكر كنيم. من به عنوان عرض آخرم مي‌گويم اين موضوع بيداري اسلامي و قيام ضد وال استريت و بحران‌هايي كه در غرب به وجود آمده است از دو حيث باز فضا را براي اين موضوع آماده كرده است. حيث اول اين‌كه با نابود شدن ديكتاتورها و معلوم شدن ناكارآمدي‌ها در بخش سياسي، اجتماعي و اقتصادي ناكارآمدي الگوهاي غربي تبيين شده است. مسئله ديگرش هم اين كه چون مستعمرات آمريكا در منطقه از دست رفته است ديگر خيلي نمي‌تواند مثل گذشته ايران را اذيت كند و اين يعني فراغت بال بيشتر براي حل اين مسائل. اين فراغت بال شكر بيشتري را هم مي‌طلبد؛ مجموعه شرايط انقلاب فضاي بسيار مناسب‌تري را براي پرداختن به اين بحث‌ها براي نيروهاي انقلاب آماده كرده است.

ـ مي‌خواهيم براي حسن ختام بپرسم كه آيا رهبري در جريان فعاليت شما از ابتدا قرار گرفته‌اند؟

ــ اجمالي از بحث را به «جناب آقاي صادق واعظ‌ زاده» به عنوان منصوب مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در اين موضوع گزارش داده‌ايم. بهترين جايي كه توفيق شد اين گزارش را به دستگاه‌هاي منصوب امام خامنه‌اي بدهيم همين مركز الگوي پيشرفت اسلامي- ايراني است كه آقاي واعظ‌ زاده مسئولش هستند.

ـ اگر نكته پاياني هست بفرماييد.

ــ فقط يك نكته آن هم از باب فرمايش قرآن به نظرم مي‌آيد كه:

انقلاب فرصت ايثار و قرباني كردن است، يعني آدم سعادتمند  نيازها و خواسته‌هاي خودش را يكي يكي در راه آيه انقلاب سر مي‌برد، انقلاب آيه‌اي است كه خدا در عصر ما گذاشته است. آيات مختلف خدا در زمان هاي گذشته هم بوده ولي آيه‌ اجتماعي خدا در عصر مدرنيته، انقلاب اسلامي است. بايد برايش قرباني كرد، فداكاري كرد و طبق سنت خدا اگر كسي براي آن فداكاري نكند طي فرآيندي كه از مسير استدراج مي‌گذرد سنت استبدال جاري مي‌شود. اين نا شكري را اعراب زمان پيغمبر مرتكب شدند و به همين دليل خدا جمعيت‌هاي ديگري را جاي آنها گذاشت، خداوند استبدال قائل مي‌شود و ما اين توفيق را از دست مي‌دهيم. عده‌اي خيال نكنند كه تا آخر ممكن است فرصت خدمت‌گذاري براي انقلاب را داشته باشند. در دستگاه امام حسين (عليه السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) همه چيز همين طور است. اگر شكور بوديم نعمت باقي مي‌ماند. اگر نبوديم از مسير استدراج به استبدال مي‌رسيم. اميدوارم ما خودمان را راه ببريم كه توفيقش نصيب خودمان شود.

ـ سپاسگزاريم. ان‌شاالله در فرصتي در آينده بتوانيم پيشرفت اين طرح و برنامه را هم انعكاس بدهيم.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

پي‌نوشت‌ها:

1ـ شاخص‌هاي جهاني توسعه سال 2009-(WDI)

2ـ ما حالا بايد براى شكستن اين طلسم فكر كنيم؛ كدام طلسم؟ اين طلسم كه كسى تصور كند كه پيشرفت كشور بايد لزوماً با الگوهاى غربى انجام بگيرد. اين وضعيت كاملاً خطرناكى براى كشور است. الگوهاى غربى با شرایط خودشان، با مبانى ذهنى خودشان، با اصول خودشان شكل پيدا كرده؛ به علاوه ناموفق بوده. بنده به طور قاطع اين را مي گويم: الگوى پيشرفت غربى، يك الگوى ناموفق است.  امام خامنه‏‏اي(۱۳۸۶/۲/۲۵)

  اين روزها هم بحث تحول در آموزش و پرورش مطرح است و سندي براي تحول ملي در آموزش و پرورش ارائه شده است. جاي سؤال دارد كه آيا تحول پيشنهاد شده متناسب با الگوي پيشرفت اسلامي است؟ چگونه اين تناسب لحاظ شده است؟ كه آن بحث ديگري را مي‌طلبد ولي اين سؤال را خوب است راجع به اين سند مطرح كنيم. مگر الگوی آموزشی هر جامعه بخشی از الگوی پیشرفت و توسعه آن جامعه نیست؟ چه طور ما كه هنوز از پیشرفت اسلامی درک متمایز از توسعه نداریم توانسته‌ایم سیستم آموزشي متناسبش را طراحی کنیم ؟ این سؤال هست، باید بعد به طور مفصل به آن پرداخت‌.

4ـ ‌ الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. (سوره مباركه يونس- آيه شريفه ۶۲)

5ـ روز اول ديدگاه انقلاب را درباره آن موضوع خاصي كه آمده آموزش ببيند برايش جا مي‌اندازيم؛ روز دوم ديدگاه غرب را كه موازي اين ديدگاه است تبيين مي‌كنيم؛ و روز سوم سوالاتي كه باعث مي‌شود ديدگاه غرب بر اساس ديدگاه و ادبيات انقلاب مورد چالش قرار بگيرد را مطرح مي‌كنيم؛ كارگاه سه روزه در بانك سوالات مي‌گذاريم.

...................

پایان پیام/161

  

 
عناوین مرتبط:
- شکستن طلسم "يكسان انگاري توسعه غربي و پيشرفت اسلامي" / قسمت اول






ایمیل:
نام:
پیام:
کد امنیتی را در کادر وارد کنید
erfan
ABNA World Service
Englishالعربية
Françaisاردو
Españolفارسی
Русский中文
DeutschTürkçe
Azeri (cyr) Azeri (ltin)
Melayu Indonesia
বাংলা हिन्दी
Swahili Myanmar
BosanskiABP sites